گزارش یک ماهگی
سلام دختر قشنگم
یک ماه از زمینی شدنت گذشت. ماه سختی بود تو توی ناباوری قدم به دنیایی گذاشتی که اصلا خبر نداشتی و من هم وارد مرحله ی جدیدی شدم که کاملا انتظارش رو داشتم و برام غیر عادی نبود. توی این ماه خواب شب و روزت بهم ریخته و نامرتب بود. شبها تا دیر وقت بیدارم که بهت شیر بدم بین هر وعده ی شیر دهی یک ساعت تا یک ساعت و نیم می خوابیدم و بعدش دوباره شما شروع می کردی به گریه و ناراحتی.
شبها هم دو تا سه وعده به شستشو احتیاج داشتی و من نصفه شبها هم مشغول عوض کردن و شیر دادن بهت بودم. امیدوارم که ماه بعد یه کم بهتر بشی و کار منم سبک تر بشه.
هنوز جمع می خوابی و دست و پاهات تا هستند و عین یه گوله ی کوچولو می خوابی . از بس که این نه ماه توی شکمم قلمبه بودی و دست و پاهات توی هم گره خورده بودی.
وای خدای من صدات به قدری قشنگه که نگو . یک اوووووهه اوووووهه ی می کنی که نگو. عین عروسک. اینم یه مدل از قیافه ی گریه کردنت عزیزم.

وقتی که ورزشت میدم خیلی کیف می کنی و سینه ات رو مثل کبوترها قلمبه می کنی و میدی جلو . خیلی صحنه ی قشنگی هست.
دستهات هم هنوز مشت کرده هست و مدل مشت کردن دستت اینطوریه.

انگشت شستت رو توی چهار تا انگشت دیگه ات می بری و می بندی.
توی این ماه پوست تنت و دست و صورتت همه ریخت. آخه پوستهای جنینی بود و بعدش دیگه همه اش خشک شد و توی هر شستشو از بدنت جدا شد. پوست صورتت هم همش خشکی میزد. حتی جای تای مچ پاهات خشکی زده بود و خون افتاده بود. ای جانم خیلی دلم برای این مورد سوخت و وقتی که به پاهات نگاه می کنم خیلی ناراحت میشم. برات پوستت رو چرب کردم و یه کم بهتر شد.

توی هر بار پی پی کردن تمام لباسهات هم پس میده و تقریبا روزی یک بار حمامت کردم از بس که هوا گرم بود و تو هم تمام مدت زیر گردنت و روی تای دستت یعنی قسمت آرنجت عرق سوز میشد و با شستشو و حمام بهتر میشد.
هزار ماشاا... وزنت هم خوب بالا اومد و حسابی تپل مپل شدی. به زنم به تخته حسابی گوشت آوردی و باعث خوشحالی که از شیر خودم میخوری و اینطوری وزن گرفتی. آفرین.
توی ماه اول زندگیت بردیمت شهربازی سرزمین عجایب و سینمای اریکه ی ایرانیان فیلم شهر موشها. دیگه توی شکمم نیستی و راحتتر بیرون میرم. هر چند که بغل کردن و بردنت سختیهای خاص خودش رو داره اما همین که دیگه توی شکمم نیستی و توی بغلمی و لمست می کنم و می بینمت و بوت می کنم این برام از همه چیز بهتره و من اصلا نگران شب بیداری و عوض کردن و کار شبانه روزی و مراقبت از تو نیستم . همه چیز عالیه . این برام عین آرامش و خوشبختیه.
همین که تو رو دارم ، همین که تو دخترمی برای من عین خوشبختیه.
برام هیچ حسی شبیه تو نیست
کنار تو درگیر آرامشم
دوستت دارم کوچولوی دوست داشتنی مامان.


گزارش یک ماهگی
