دختر دوست داشتنی من...

گزارش یک ماهگی

1393/6/25 10:12
نویسنده : مامان
98 بازدید
اشتراک گذاری

سلام دختر قشنگم

یک ماه از زمینی شدنت گذشت. ماه سختی بود تو توی ناباوری قدم به دنیایی گذاشتی که اصلا خبر نداشتی و من هم وارد مرحله ی جدیدی شدم که کاملا انتظارش رو داشتم و برام غیر عادی نبود. توی این ماه خواب شب و روزت بهم ریخته و نامرتب بود. شبها تا دیر وقت بیدارم که بهت شیر بدم بین هر وعده ی شیر دهی یک ساعت تا یک ساعت و نیم می خوابیدم و بعدش دوباره شما شروع می کردی به گریه و ناراحتی.

شبها هم دو تا سه وعده به شستشو احتیاج داشتی و من نصفه شبها هم مشغول عوض کردن و شیر دادن بهت بودم. امیدوارم که ماه بعد یه کم بهتر بشی و کار منم سبک تر بشه.

هنوز جمع می خوابی و دست و پاهات تا هستند و عین یه گوله ی کوچولو می خوابی . از بس که این نه ماه توی شکمم قلمبه بودی و دست و پاهات توی هم گره خورده بودی.

وای خدای من صدات به قدری قشنگه که نگو . یک اوووووهه اوووووهه ی می کنی که نگو. عین عروسک. اینم یه مدل از قیافه ی گریه کردنت عزیزم.

وقتی که ورزشت میدم خیلی کیف می کنی و سینه ات رو مثل کبوترها قلمبه می کنی و میدی جلو . خیلی صحنه ی قشنگی هست.

دستهات هم هنوز مشت کرده هست و مدل مشت کردن دستت اینطوریه.

انگشت شستت رو توی چهار تا انگشت دیگه ات می بری و می بندی.

توی این ماه پوست تنت و دست و صورتت همه ریخت. آخه پوستهای جنینی بود و بعدش دیگه همه اش خشک شد و توی هر شستشو از بدنت جدا شد. پوست صورتت هم همش خشکی میزد. حتی جای تای مچ پاهات خشکی زده بود و خون افتاده بود. ای جانم خیلی دلم برای این مورد سوخت و وقتی که به پاهات نگاه می کنم خیلی ناراحت میشم. برات پوستت رو چرب کردم و یه کم بهتر شد.

توی هر بار پی پی کردن تمام لباسهات هم پس میده و تقریبا روزی یک بار حمامت کردم از بس که هوا گرم بود و تو هم تمام مدت زیر گردنت و روی تای دستت یعنی قسمت آرنجت عرق سوز میشد و با شستشو و حمام بهتر میشد.

هزار ماشاا... وزنت هم خوب بالا اومد و حسابی تپل مپل شدی. به زنم به تخته حسابی گوشت آوردی و باعث خوشحالی که از شیر خودم میخوری و اینطوری وزن گرفتی. آفرین.

توی ماه اول زندگیت بردیمت شهربازی سرزمین عجایب و سینمای اریکه ی ایرانیان فیلم شهر موشها. دیگه توی شکمم نیستی و راحتتر بیرون میرم. هر چند که بغل کردن و بردنت سختیهای خاص خودش رو داره اما همین که دیگه توی شکمم نیستی و توی بغلمی و لمست می کنم و می بینمت و بوت می کنم این برام از همه چیز بهتره و من اصلا نگران شب بیداری و عوض کردن و کار شبانه روزی و مراقبت از تو نیستم . همه چیز عالیه . این برام عین آرامش و خوشبختیه.

همین که تو رو دارم ، همین که تو دخترمی برای من عین خوشبختیه.

برام هیچ حسی شبیه تو نیست 

کنار تو درگیر آرامشم

دوستت دارم کوچولوی دوست داشتنی مامان.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)